تولدت مبارک باشه عشقم می پرستمت بهترینم... به امید دیدارتم... این آهنگ رو تقدیم میکنم بهت... قبلا شنیدی اما حس زیبایی داره سرشار از شور زندگیه ... :*
مدتها بود گریه نکرده بودم .. یه جوری سبک شدم انگار ... امیدوارم فضای احساسی متن قبلیم نگرانت نکنه عزیزم .. سیاوشت همون بزغاله جل وحشیته و خوب و سر و مر و گنده خودشو نگه میداره .. حرفهام رو تلفنی بیشتر بهت گفتم . اگه حرف و نظری باشه و یادم بیاد حتماْ برات می نویسم عزیزم . فکر کنم دیگه خوابیده باشی زیبای بی همتای من .. شادی و آرامش روانیت آرزوی همیشگیم بوده و براش هر کاری می کنم . خوشحالم از مرحله ی جدید زندگیت عزیز دلم . با اطمینان و با قدرت و لذت و هوشیاری پیش برو که هر جا پناه و کمکی خواستی از این فاصله ی هر چند سرنوشت ساز با تمام توانم در اختیارتم هستی بخش من .. تایم کاری رو به پایانه و میرم برای یک پایان هفته متفاوت . همیشه به یادتم و با تو ام در تمامی لحظاتم ..
آروم و عمیق بخوابی رؤیای شیرین همیشه ی زندگی من ...
دیشب با آرمان بودم .. خواست که وید بزنیم ! دیدمش ، قدم زدیم حوالی خونه مون ! توی هایپری بودم که دیدم سر کوچه دهم مهنازم .. خیره شدم به ساختمون و رفتم توی یه دنیا خاطره و تصویری که بنا به عادت همیشه ام و مثل بخش بزرگی از زندگیم تو خیالم باهاش زندگی کردم .. پله ها و پیچ ! دیوارهای سفید ، پارکینگ ، اتاق بیژن .. همینطور مات و مبهوت مونده بودم و خاطرات جلوم رژه می رفتند ! رفتیم توی پارکی که توی مسیر مترو تو همون خیابون قنبرزاده کنار مصلی ساختند ! چراغهای هالوژنی بنفش و سنگریزه های رنگی ای که کف اون ریخته بودند . نشستم و فکر می کردم به تجربه ی زندگی بی تو ! یک لحظه با وجود اینکه این ترس خیلی وقت ها اومده بود سراغم ولی اینبار چقدر متفاوت و واقعی به خاطر اتفاقات مبهم و پنهان این روزها حس و زندگی کردم نبودن تو رو و ... نمی دونم باید برات اینها رو بگم و بنویسم یا نه ! دلم نمی خواد در هیچ معذوریت اخلاقی و عاطفی باشی یا این لحظه ها بخواد فشاری بهت بیاره . الان آف لاین گذاشتی برام که دیشب مشروب زیادی خورده بودی و ... نگرانیم در کنار همه ی قطعات پازل نگران کننده ی این روزها با این قطعه ی آخر باز هم بیشتر شد ! ولی فقط بگم یه لحظه خودم رو فرو ریخته دیدم ! زانوهام سست شد و اولین بار بود که یک چنین حس بی پناهی و عجزی رو درونم احساس کردم ! ای کاش بتونم امروز بالاخره باهات صحبت کنم ... حتی نت هم نمی تونم ببینمت ! امیدوارم مراقب شیدرخی من بوده باشی ... با کلی نگرانی و تشویش می بوسمت و لحظه می شمرم تا شنیدن صدات !
نمی دونم حسم رو چطور توصیف کنم ؟ انگار یه چیزی تغییر کرده .. اینو حسم بهم میگه . اینترنت کمتر میای و از این بابت خوشحالم . دوستانی پیدا کردی که به گفته ی خودت بالاخره باهاشون شادی و می خندی و بیرونی و از این بابت عمیقاْ و صمیمانه خوشحالم برات عزیز دلم . اوضاع کار و وضع مالیت رو خبر ندارم . هر چند خودم هم بهتر نیستم .
از دیروز که آف لاینت رو خوندم همش ذهنم مشغول تصویر سازیه از اتفاقات و احتمالات و خبرهای مختلف و با این تماس امشب و موکول شدنش به بعد و دو سه بار تماس گرفتنم و بی جواب موندن تماس هام و رفتن روی صندوق صوتی طعم این نگرانی و مشغله ی ذهنیم تندتر و ملموس تر و ماندگارتر شده ! ولی هر چه هست امیدوارم منطبق بر میل و خواست و به صلاح تو و وضعیتت باشه عزیزم .
دیروز هم فوتبال بودم و خیلی خوب بود ولی مثل همیشه کلی لگد و درد پا و زانو و استخوان هام که شب تا ۲ ساعت نذاشت بخوابم . عجیبه انگار دارم پیر میشم !! از هفته بعد ، بعد از فوتبال قراره بریم استخر . فکر کنم بهتر باشه.
راستی بالاخره مزدک و خانمش و سروش از ترکیه خلاص شدن و رفتن سوئد . خیلی خوشحال شدم.
وسط گزارش نویسی در شرکت دارم این متن رو برات می نویسم عزیزم که حضور ذهن کافی رو ندارم . بذار قبل از اینکه تمومش کنم یه آهنگی رو برات معرفی کنم که چون اینجا فیلتر شکن ندارم می سپرم خودت پیداش کنی و بگوشی البته من روی گوشیم نصفه دارم آهنگو و نمی دونم تا آخرش چه شکلی میشه ولی تا اونجایی که من شنیدم خیلی زیبا بود ! اینه :
Blow-Ghinzu
Jet Sex - Ghinzu
دو تا شد از گروه گینزو .. کارای قشنگی اند .
خب دیگه من کم کم برم به کارهام برسم عزیزم . بهار هم تموم شد و یه تابستون دیگه ! ویژگی پر رنگ امسال این سریع گذشتنش بود برام . اصلاً نفهمیدم کی شد که بهار رفت !
به امید دوباره دیدن و شنیدنت ...
غم تو غم من بود
غم من از آن ِ تو
تو اگر هیچ شادی به همراه نداشتی
من، خود ، هیچ نداشتم !
برتولت برشت
کتاب شعرش رو دیشب قبل از خواب تموم کردم . صبح آف لاینت رو خوندم ذهنم درگیر و مشغول شد.زود باید بیام بیرون بهت زنگ بزنم عزیزم . دیشب قبل از خواب به طور عجیبی تو فکرت بودم و به لحظه ای که بارها مرورش کردم خیره مونده بودم . لحظه ای که زل زدم تو چشمات برای اولین بار و حجم حضورت رو دارم درک می کنم . وقت زیادی ندارم فقط دو تا چیز کوچولو . یکی اینکه کتاب معنای زندگی از تری ایگلتون رو دارم می خونم و بسیار عالیه کاش میشد برات می فرستادم و همینطور رمان های امیر حسن چهل تن که دیوونه م کرده ! و دومی هم این لینک پایین که الان اومد برام و تقدیم تو که یه باغ گلی برام !
http://www.procreo.jp/labo/flower_garden.swf
فعلاً اینها رو داشته باش تا بهت زنگ بزنم ببینم چه خبره عزیز دلم ...